خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

475

نهج البلاغة ( فارسي )

195 سخنى از آن حضرت ( ع ) همواره در ميان اصحاب خود چنين ندا مىداد : مهيا شويد - خدايتان رحمت كناد - كه در ميان شما بانگ رحيل در داده‌اند . درنگ خويش در دنيا كمتر سازيد و همراه توشه‌هاى نيكويى كه با خود برداشته‌ايد ، بازگرديد ، زيرا روياروى شما گردنه اى است كه از آن به سختى توان گذشت . منزلهايى است وحشتناك و هول انگيز ، كه بناچار بر آنها داخل خواهيد شد و در آنجا درنگ خواهيد كرد . بدانيد ، كه مرگ از نزديك به گوشه چشم در شما مىنگرد و چنان كه پندارى ، در چنگالهاى آن گرفتار آمده‌ايد ، ناخن در تنتان فرو برده است . كارهاى بس دشوار و رنجهاى كمر شكن آن شما را در برگرفته . پس پيوند خود با دنيا ببريد و به توشهء تقوا پشت خود قوى سازيد . برخى از اين كلام پيش از اين آمده بود و آن روايتى ديگر بود غير از اين . 196 سخنى از آن حضرت ( ع ) خطاب به طلحه و زبير ، پس از بيعت به خلافت . آن دو از اين كه امام ( ع ) در كارها با آنها مشورت نكرده و از ايشان يارى نخواسته ، اظهار ناخشنودى كرده بودند . شما دو تن به اندك ناخشنود شديد و كارهاى بسيارى را به تأخير انداختيد . چرا نمىگوييد كه شما را در چه چيزى حقى بوده و من آن را از شما دريغ داشته‌ام و در تصرف كدام نصيب و عطايى خود را بر شما ترجيح نهاده‌ام يا كدام حق و دعوايى بود كه يكى از مسلمانان نزد من آورد و من در اداى آن ناتوان بوده‌ام يا حكم آن نمىدانسته‌ام يا در آن خطا نموده‌ام به خدا سوگند ، نه به خلافت رغبتى داشتم و نه به حكومت نيازى . اين شما بوديد كه مرا به آن فراخوانديد و بر من تحميلش نموديد . هنگامى كه خلافت به من